تجربه ی اولین سفر پریسا و دینا به نشتیفان (قسمت اول)
تجربه ی اولین سفر پریسا و دینا به نشتیفان (قسمت اول)
- اقامتگاه بوم گردی پوریعقوب
- 22 شهریور 1400
- اخبار
- 0 دیدگاه
از تربت جام که زدیم بیرون اومدیم سمت خواف... قرار بود مهمون اقامتگاه پوریعقوب باشیم... قبل از اینکه برسیم خواف چک کردیم دیدیم اقامتگاه نرسیده به خوافه... و اتوبوس تا نزدیکیاش میره... اسم شهر "نشتیفان" بود... وارد شهر که شدیم یهو برق از سرمون پرید... باورمون نمیشد یه همچین جایی وجود داره و ما تاحالا حتی اسمشم نشنیده باشیم... شهر آسبادها... میشه گفت احتمالا قدیمیترین آسبادهای دنیا که بیشتر از هزارسال قدمت دارن تو این شهرن! پشت آسبادها قبرستون زرتشتیای باستان و بغلش قناتی که هنوز ازش استفاده میشه... همینجوری مات و مبهوت این بناهای گلی و خشتی بودیم که چقدر خوشگل و با کیفیت با فرم بازی کردن... متعجب بودم بعد شیش سال معماری خوندن چطور حتی اسمی ازش تو کتابامون نیوردن :| که رسیدیم به اقامتگاه... یه آقای مهربون از ماشین پیاده شد و بهمون خوشامد گفت... آقای پوریعقوب... یکی از پاکترین انسانهایی که تاحالا دیدم... ساختمان اقامتگاهشون دقیقا روبرو آسبادها و بافت تاریخی نشتیفان بود... ینی از تو حیاطم آسبادها دیده میشدن... این اقامتگاه در اصل خونه ی پدری آقای پوریعقوب بود که الان تبدیل به بومگردی شده... از خوشگلی معماری و فضاهای سنتی داخل که بگذریم خانواده ی آقای پوریعقوب جزو زیباترین انسانهایی بودن که تو عمرم دیدم... میدونین خاک این شهر جادوییه... مردمش جادوویین... معماریش...مهندسیش... زیبایی و فرمش... هرچی بگم کمه... خیلیم کمه... قبلا یزد و بوشهر واسه ی من شهرایی بودن که حالشون واسم خیلی عجیب خوب بود...الان نشتیفانم بهشون اضافه شد.
https://puryaghubecolodge.ir/Blog/s/34
دیدگاه کاربران (0)