تجربه ی اولین سفر پریسا و دینا به نشتیفان (قسمت دوم-مهندسی آسبادها)

تجربه ی اولین سفر پریسا و دینا به نشتیفان  (قسمت دوم-مهندسی آسبادها)

تجربه ی اولین سفر پریسا و دینا به نشتیفان (قسمت دوم-مهندسی آسبادها)

ميگفت اگر يه روز صبح پاشم ببينيم ديگه باد نيست ترجيح ميدم بميرم...باد همه چيه...
مردم اين منطقه حالشون خيلى خوب بود... دلشون صاف بود... چندهزارساله كه با طبيعت محل زندگيشون تو صلحن... باهاش دوست شدنو عشق ميدن بهش...گرچه چندساله بارندگى ندارن و درختاشونو به زور سرپا نگه داشتن.
نياكانشون تونستن با گل و خشت و چوب بنايي درست كنن كه بادهاى صد و بيست روزه ى سيستانو تبديل به آرد و گندم كنه... خيلى هوشمندانه پشتشو قبرستون كردن كه مطمئن باشن تا سالها بناى بلندى تو مسير بادها ساخته نميشه...  آسبادها روى ارتفاع و روبروى باغها و محل سكونت اهالى شهر ساخته شدن كه به راحتى قابل ديدن باشن... تو يه مقاله خوندم كه به گفته ى اهالى روستا قبلا تعداد آسبادها چهل واحد تو چهار رديف بود كه الان به خاطر تخريب فقط سه رديف سى و دوتايي ازشون باقى مونده. طراحى اين آسبادها از دو قسمت تشكيل شده يك طبقه ى زيرى كه شامل اتاق آسيا يا همون آسياخانه ست و طبقه دوم پرخانه يا پشت بوم آس خانه و محل قرارگيرى پرده هاى آسبادهاست.  اتاق آسيا يه مستطيل نسبتا طويله كه قسمت جلويي و وروديش محل نگهدارى و آماده سازى گندمه و قسمت انتهاييش جاييه كه سنگ آسيا (آس) قرار ميگيره و بايد تميز و بدون هيچ آلودگى باشه و يه پلكان بغلش وجود داره كه راه ارتباطى و كنترل ميزان گندم وارد شده ست. و قسمت دومم كه شامل تير پل و پره هاست كه مجموعا چرخ بادرو تشكيل ميده. اواخر شهريور كه گندما بار ميانو درو ميشن بادهاى صدوبيست روزه ى سيستان شروع ميشه.

جذاب بود ؟ به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه مطلب
https://puryaghubecolodge.ir/Blog/s/35

دیدگاه کاربران (0)

دیدگاه خود را ثبت کنید